برو سراغ محتوا
پپیمان قنبرگفتگو از درون

سکوت رو پر نکن

چرا وقتی کسی مکث می‌کنه، جمله‌ش رو براش تموم می‌کنیم؟ پیمان قنبر از تجربه‌ی لکنت می‌گه و چند راه ساده برای بهتر گوش دادن به آدما.

۲ دقیقه خوندن

چیزی که لکنت درباره‌ی گوش دادن یادم داد

یه عادت هست که تقریباً همه‌مون داریم و هیچ‌کس هم ازش بدش نمیاد: وقتی طرف مقابل وسط حرفش مکث می‌کنه، می‌پریم وسط. یه کلمه بهش می‌دیم، جمله‌ش رو تموم می‌کنیم، یا می‌گیم «آره آره، فهمیدم».

نیت‌مون هم خوبه. فکر می‌کنیم داریم کمک می‌کنیم.

من سال‌ها اون طرفِ این ماجرا بودم. همونی که وسط جمله گیر می‌کرد و یکی با مهربونی جمله‌ش رو براش تموم می‌کرد. و بذار صادق باشم: بیشتر وقتا اون کلمه‌ای که بهم می‌دادن، کلمه‌ی من نبود.

وقتی جمله‌ی کسی رو تموم می‌کنی چی می‌شه؟

یه اتفاق کوچیک ولی مهم می‌افته: حرفِ اون آدم تبدیل می‌شه به حدسِ تو.

حالا اون دو تا راه داره. یا باید بگه «نه، منظورم این نبود» و دوباره با همون سختی از اول شروع کنه، یا سر تکون بده و قبول کنه. بیشتر آدما دومی رو انتخاب می‌کنن، چون حس می‌کنن وقت بقیه رو گرفتن.

و این‌جوری یه حرف واقعی، بی‌صدا گم می‌شه.

این فقط مال کسایی نیست که لکنت دارن. کسی که داره یه چیز سخت رو تعریف می‌کنه، کسی که هنوز کلمه‌ش رو پیدا نکرده، کسی که توی جمع خجالتیه؛ همه یه جاهایی مکث می‌کنن. و توی همون مکث، از همیشه آسیب‌پذیرترن.

سکوت در اصل برای کی ناجوره؟

یه چیزی که بعدها فهمیدم: خیلی وقتا سکوت برای کسی که گوش می‌ده ناجورتره تا برای کسی که حرف می‌زنه.

ما تحمل چند ثانیه سکوت رو نداریم. حس می‌کنیم یه چیزی خراب شده و باید درستش کنیم. پس می‌پریم وسط. ولی اون لحظه داریم معذب بودنِ خودمون رو آروم می‌کنیم، نه حالِ اون آدم رو.

وقتی این رو فهمیدم، گوش دادنم عوض شد.

چند تا کار کوچیک که جواب می‌ده

اینا رو از کتاب یاد نگرفتم. از اون طرف میز یاد گرفتم، و بعد وقتی خودم کنار آدما نشستم.

تا پنج بشمر. وقتی طرف مکث کرد، توی دلت آروم تا پنج بشمر. بیشتر وقتا قبل از اینکه به پنج برسی، خودش ادامه می‌ده. و چیزی که می‌گه معمولاً عمیق‌تر از اونیه که تو می‌خواستی بهش بدی.

نگاهت رو برندار. وقتی کسی گیر می‌کنه، خیلیا از سر ادب نگاه‌شون رو می‌دزدن. ولی از این طرف، این یعنی «دارم معذب می‌شم». یه نگاه آروم و معمولی می‌گه: عجله‌ای نیست، من هستم.

به جای کلمه، جا بده. اگه واقعاً حس کردی طرف گیر کرده و کمک می‌خواد، به جای حدس زدن بپرس: «خب؟» یا «بقیه‌ش؟». این‌جوری فقط در رو باز نگه می‌داری و حرف رو خودش می‌زنه.

خلاصه کردن رو بذار برای آخر. «یعنی می‌خوای بگی…» جمله‌ی خوبیه، ولی وقتی حرف طرف تموم شده باشه. وسط حرف، همون تموم کردنِ جمله‌ست، فقط با یه لباس شیک‌تر.

یه اعتراف

با همه‌ی اینا، هنوزم گاهی می‌پرم وسط حرف آدما. منی که یه عمر از این کار دلخور بودم.

فکر می‌کنم معنیش اینه که گوش دادن مهارتی نیست که یه بار یاد بگیری و تموم بشه. یه انتخابه که هر بار، وسط هر مکث، باید دوباره انجامش بدی.

نوشته‌ی بعدی رو از دست نده

قول می‌دم فقط وقتی حرف مهمی دارم پیام بدم. هر وقت خواستی، می‌تونی لغوش کنی.

تو چی فکر می‌کنی؟

خوشحال می‌شم بدونم این برات چی داشت. نظرت بعد از این‌که بخونمش این‌جا میاد.