اسمم
سختترین کلمهی دنیا برای من اسم خودمه.
بقیهی کلمهها رو میشه دور زد. «نون» گیر کنه، میگم «یه بسته از اون». «سهشنبه» نیاد، میگم «بعد از دوشنبه». یه عمر این کار رو کردم؛ اونقدر که خودمم دیگه نمیفهمم کی دارم دور میزنم.
ولی اسم رو نمیشه عوض کرد.
کلاس جدید، پشت تلفن، منشی مطب که سرش رو بالا نمیاره و میپرسه «اسم؟»… همون لحظهای که همه منتظرن یه کلمه بگم که هر بچهای بلده.
پِ…
و یه جایی بین «پ» و «یمان» گیر میکنم.
یه بار یکی وسط همین مکث گفت: «پویا؟»
گفتم آره.
یه ساعت پویا بودم.
خندهداره، میدونم. الان که مینویسمش خودمم خندهم میگیره. ولی اون روز نخندیدم. تا خونه به این فکر کردم که چقدر راحت اسمم رو دادم به یکی دیگه، فقط واسه اینکه اون چند ثانیه تموم شه.
هنوزم گاهی پشت «پ» گیر میکنم.
فرقش اینه که دیگه پویا نمیشم.